تبليغاتX
برای ظهور آقا امام زمان(عج)...... صلوات

برای ظهور آقا امام زمان(عج)...... صلوات

                 

    پنجره

                                                                         
هر شب برای دیدن تو پشت پنجره
با شبنم سرشک غمم روی برگِ چشم
با نغمه‌های مرغ وجودم میانِ دل
با شالِ سبزِ عاشقیت روی دوش عمر
بهرِ قدومت ای گلِ زهرا راه می‌کشم
* * *
در هر شب غریبی و غربت به یاد تو
با آرزوی دیدن هنگامه‌ی ظهور
با شوق فصل نوکریت شاه آخرین
با حسرتی که لحظه‌ای آیی به خواب من
در آسمان تار دلم ماه می‌کشم
* * *
ترسم ز وقتِ تلخِ نبودن کنارِ تو
وقتی که جان دهم ولی جانا نبینمت
وقتی که آیی از سفر و من به زیر خاک
در گوشه‌ای نشسته‌ام و در خیال تو
من از فراق روی شما آه می‌کشم
  

 

                                                                                                                                          

 

 

 

                                                                                                          

+ نوشته شده در  ساعت 13:5  توسط مهری کریمی و مریم فرجی   | 

روز معلم مبارک

معلم يعني قلب تپنده ميليونها ميليون بشر . قدر آنها را بدانيم .

+ نوشته شده در  ساعت 5:25  توسط مهری کریمی و مریم فرجی   | 

حدیث مهرورزی از زبان پیام آور مهرورزی


از پيامبر اكرم(ص) روايت شده كه آن حضرت فرمود :
مهرورزي مؤمن با مؤمن براي رضاي خدا از بزرگترين شاخه هاي ايمان است.

هر كس، دوستي، دوشمني، بخشش و دريغش همه در راه كسب رضاي خدا باشد

از برگزيدگان است. (تحف العقول 48)

منبع:http://masuodasgari.blogfa.com/

+ نوشته شده در  ساعت 3:48  توسط مهری کریمی و مریم فرجی   | 

عدالت و رابطه آن با مهرورزي و محبت در جامعه و خانواده

 
راهکارهای تحقق مهرورزی و موانع آن جامعه متعالی جامعه ای است که در آن همه اعضای جامعه همدیگر را دوست دارند و به سرنوشت یکدیگر علاقمند بوده و نسبت به هم دلسوزند. جامعه متعالی جامعه ای است که از ویژگی های بهشت الهی برخورداراست نقش مهرورزی در برپایی عدالت در جامعه چیست ؟ سوال جالبی است اما از آنجهت که خود مساله ساز هست ؟ اصولا باید پرسید آیا بین عدالت ومهرورزی چگونه ارتباطی می تواند وجود داشته باشد ؟ اگر رابطه وجود داشته باشد منجر به نقص غرض یعنی عدالت نمی شود ؟ واژه هایی نظیر عدالت از جنس کلی هستند که براحتی هرکسی بر مبنای خواست و پیش زمینه های فکری ، اعتقادی ، سیاسی که دارد به تفسیر آن می پردازد . نمی توان تعریف دقیقی از عدالت ارائه نمود که مورد قبول تمام مکتبها ومشربهای فکری وسیاسی واقع شود مهرورزی همراه با عطوفت ، مهربانی ، دوست داشتن وداشته شدن و احیانا ً نادیده گرفتن خطاهای جزیی فرد است . وقتی پای مهرورزی به میان می آید عواطف واحساسات بروجهه خشک عقل ومنطق حسابگر غلبه می یابد . این گونه مواقع چشم انسان بر حقایق بسته می شود . پدر یا مادری که تحت تاثیر عواطف مادرانه وپدرانه خود هستند سعی می کنند تا اشتباهات فرزند خود را نادیده بگیرند . در هرجا که عواطف و احساسات وارد شوند همین گونه است ، چرا که خصلت ویژگیها و صفاتی از این دست همین است . وقتی که انسان کناهگار توبه می کند امیدش به صفاتی از قبیل عطوفت و رئوف بودن توبه پذیر است تا شاید خطاهای اورا بپذیرد . عدالت از جنس دیگری است که هیچ احساس خوب وبدی در آن وجود ندارد .براساس اصل عدالت هر کسی به همان می رسد که مستحق هست نه بیشتر نه کمتر . همان رفتاری با او می شود که قانون وشرع می گویند .هرچیزی در جای خود قرار می گیرد نه جای غیر . انسان گناهکار می داند بر اساس همین صفت خدا باید به آنچه که مستحق اش هست برسد .عدالت اجتماعی هم همینگونه است . کار ، بیمه ، حقوق مناسب ، توجه به شایستگی افراد در کسب مناسب ومشاغل وغیره از نیازهای جامعه امروزی است ، رعایت اینها ازعلائم جامعه متعادل و عادل هست که جایی برای مهرورزی نمی گذارد . چرا که اینها حقوق افراد جامعه است . رفتارحضرت علی (ع ) با برادر خود که از آن تقا ضای مساعدت و کمک نمود بیانگر ویژگی عدالت خواهی و عدالت پروری آن حضرت هست . او سرشار از محبت و عطوفت نسبت به همگان است تا چه برسد به برادر . مهربانی وبزرگواری آن حضرت زبانزد دوست ودشمن هست همانطور عدالتش . آیا علی می تواند تحت تاثیر عطوفت ومهربانی خود نسبت به برادر قرار بگیرد و حق مسلمانان دیگررا از بیت المال به برادر ببخشد ؟ اگر اینگونه بود دیگر علی نبود شخص دیگری بود . او عدالت را بر رافت برادری ترجیح می دهد . آیا دربرقراری عدالت نیازی به مهرورزی وجود دارد ، برای اینکه اگرقراربراجرای عدالت باشد ، اگر کسی مظلوم واقع شده و یا حقوقش تضییع شده اکنون به حق خود می رسد پس نیازی به مهر ورزی و منت ندارد .حال اگر کسی حقوقی نداشته و ندارد ، آنهم نیازی به مهر ورزی پیدا نمی کند ، مگر اینکه بخواهد حقی را ضایع کند . ورود مهر ورزی به جایگاه عدالت باعث بی عدالتی می شود . هر یک از این دو صفت در هر شخصی می تواند جمع شود اما نمی توانند به جای دیگری بکار روند . در غیر اینصورت عادل بودن شخص زیر سوال می رود . چنانکه دررفتار حضرت امام علی مشاهده می شود قاضی رئوف است اما صفت دیگری که برای نقشش وجود دارد اورا وادار به اجرای عدل می کند . قاتل را به قصاص محکوم می کند . نتیجه اینکه اگر حقوق اجتماعی افراد ، ، در جامعه رعایت شود عدالت بر قرار می شود در اینصورت نیازی به مهرورزی نیست چون هر فرد به حق خود رسیده نه چیزی فراتر از آن . اگر نه بی عدالتی است چه با مهر ورزی چه بدون آن . هدف از بعثت پیامبران ایجاد اخلاق حسنه و نیکو بود، حضرت محمد (ص) نیز به عنوان خاتم پیامبران مبعوث شد تا فضایل اخلاقی و خلقیات نیکو را تحقق بخشیده و رذایل اخلاقی را یادآور شود، شک نیست یکی از مهمترین عوامل پیشرفت اسلام، اخلاق نیکو و برخورد متین و ملایم آن حضرت با مردم بود او همیشه جانب عدل و انصاف را رعایت می کرد و در تجارت به دروغ و تدلیس متوسل نمی شد، هیچگاه در معامله سختگیرى نمی کرد، با کسى مجادله و لجاجت نداشت و کار خود را به دیگری واگذار نمی کرد . پیامبر اسلام(ص) صدق گفتار و اداى امانت را قوام زندگى می دانست و می فرمود: این دو در همه تعالیم پیغمبران تأکید و تأیید شده است. در نظر پیامبر اسلام(ص) همه افراد جامعه، موظف به مقاومت در برابر ستمکاران هستند و نباید نقش تماشاگر داشته باشند. پیامبر اکرم(ص) چنان متواضع بود که تمام خودخواهان، مغروران متکبران را به اعجاب وا می داشت. زندگی آن حضرت، رفتار و خصوصیات اخلاقی وی، محبت، قدرت، خلوص، استقامت و بلندى اندیشه و زیبایى روح را الهام می بخشید. سادگى رفتار، نرمخویى و فروتنی حضرت محمد(ص) از صلابت شخصیت و جذبه معنویت وی نمی کاست. هر دلى در برابرش به خضوع می نشست و هر غرورى از شکستن در پاى عظمت زیبای او سیراب می شد. پیامبر اسلام (ص) علاوه بر این که ارزش‏هاى اخلاقى را بسیار ارج ‏مى ‏نهاد، خود در سیره عملى‏ برجسته فضایل اخلاقى و ارزش ‏هاى والاى ‏انسانى بود، او در همه ابعاد زندگى با چهره ‏اى شاد و کلامى ‏دلاویز با حوادث برخورد مى ‏کرد.
 مهرورزی و خانواده

بديهي است خانواده به دليل آنكه اولين نهاد اجتماعي است كه هر فردي به عضويت آن در مي آيد اساسي ترين تشكل براي گسترش روحيه مهرورزي در جامعه است.زيرا كليه ارتباطات و مراودات در محيط دروني خانواده بر اساس يك رابطه عميق عاطفي است كه اعضاي خانواده نسبت به يكديگر دارند . بنابراين اولين نهاد ي كه در جامعه متولي مهرورزي افراد ملت است خانواده مي باشد كه مي بايست در ايفاي اين رسالت بسيار حساس و پي گير باشد. اگر دولتي بخواهد روحيه مهرورزي را در ميان مردمش ترويج نمايد بايد براي خانواده حساب ويژه اي را باز كند و براي آن برنامه ي گسترده اي را در پيش بگيرد.همه مي دانيم افراد ناهنجار توسط خانواده هاي ناهنجار به جامعه تزريق مي شوند بنابراين دولت بايد در مورد ريشه هاي ناهنجاري خانواده مطالعه نموده و براي پيشگيري از آن برنامه هاي ويژه اي را مدون كند.

در اين قسمت بخشي از دغدغه ها و مشكلات نهاد خانوده برشمرده مي شود كه عدم توجه به آن ها از سوي دولت پيامد هاي بسيار ناخوشايندي را براي جامعه به ارمغان خواهد آورد.اولين موضوع در ارتباط با خانواده مسئله معيشت است . كه اگر وضعيت نامطلوبي داشته باشد خانواده را دچار بحران هاي متععدي مي كند. ابتدايي ترين نياز هاي معيشتي يك خانواده خوراك – پوشاك و مسكن است كه دولت بايد در قبال آنها تدابير گسترده اي را بكار گيرد.در اين راستا اولين مسئله بحث اشتغال است كه بايد از سوي دولت خيلي جدي گرفته شود چرا كه بيكاري منشا بسياري از اختلالات و ناهنجاري ها محسوب مي شود.در اينجا اولين وظيفه دولت كارآفريني و اشتغالزايي است كه بايد سياست هاي ويژه اي در قبال آن اتخاذ گردد.

مسئله بعدي در ارتباط با خانواده مسئله ازدواج جوانان است.موضوع ديگري كه دولت بايد همه هم و غمش را بدان معطوف سازد همين بحث ازدواج جوانان است كه برنامه ريزي همه جانبه اي را مي طلبد.بايد براي برداشتن موانع ازدواج اقدام كرد.در طي نظرسنجي هاي بيشماري كه در اقصا نقاط دنيا انجام شده اين نتايج حاصل شده كه افراد ازدواج كرده از سلامت جسمي و روحي بسيار بيشتري نسبت به سايرين برخوردار بوده اند. اين موضوع مسئله ازدواج جوانان را جدي تر مي كند.بنا بر آنچه از نظرتان گذشت اگر دولت بخواهد روحيه ي مهرورزي و دوستي را در جامعه خودش گسترش دهد بايد بيشترين توجهش را به كانون گرم خانواده معطوف سازد.

منبع:http://masuodasgari.blogfa.com/

+ نوشته شده در  ساعت 3:44  توسط مهری کریمی و مریم فرجی   | 

راهکارهای تحقق مهرورزی و موانع آن

 

جامعه متعالی جامعه ای است که در آن همه اعضای جامعه همدیگر را دوست دارند و به سرنوشت یکدیگر علاقمند بوده و نسبت به هم دلسوزند. جامعه متعالی جامعه ای است که از ویژگی های بهشت الهی برخورداراست.

نقش مهرورزی در برپایی عدالت در جامعه چیست ؟ سوال جالبی است اما از آنجهت که خود مساله ساز هست ؟ اصولا باید پرسید آیا بین عدالت ومهرورزی چگونه ارتباطی می تواند وجود داشته باشد ؟ اگر رابطه وجود داشته باشد منجر به نقص غرض یعنی عدالت نمی شود ؟

واژه هایی نظیر عدالت از جنس کلی هستند که براحتی هرکسی بر مبنای خواست و پیش زمینه های فکری ، اعتقادی ، سیاسی که دارد به تفسیر آن می پردازد . نمی توان تعریف دقیقی از عدالت ارائه نمود که مورد قبول تمام مکتبها ومشربهای فکری وسیاسی واقع شود

مهرورزی همراه با عطوفت ، مهربانی ، دوست داشتن وداشته شدن و احیانا ً نادیده گرفتن خطاهای جزیی فرد است . وقتی پای مهرورزی به میان می آید عواطف واحساسات بروجهه خشک عقل ومنطق حسابگر غلبه می یابد . این گونه مواقع چشم انسان بر حقایق بسته می شود . پدر یا مادری که تحت تاثیر عواطف مادرانه وپدرانه خود هستند سعی می کنند تا اشتباهات فرزند خود را نادیده بگیرند . در هرجا که عواطف و احساسات وارد شوند همین گونه است ، چرا که خصلت ویژگیها و صفاتی از این دست همین است . وقتی که انسان کناهگار توبه می کند امیدش به صفاتی از قبیل عطوفت و رئوف بودن توبه پذیر است تا شاید خطاهای اورا بپذیرد . عدالت از جنس دیگری است که هیچ احساس خوب وبدی در آن وجود ندارد .براساس اصل عدالت هر کسی به همان می رسد که مستحق هست نه بیشتر نه کمتر . همان رفتاری با او می شود که قانون وشرع می گویند .هرچیزی در جای خود قرار می گیرد نه جای غیر . انسان گناهکار می داند بر اساس همین صفت خدا باید به آنچه که مستحق اش هست برسد .عدالت اجتماعی هم همینگونه است . کار ، بیمه ، حقوق مناسب ، توجه به شایستگی افراد در کسب مناسب ومشاغل وغیره از نیازهای جامعه امروزی است ، رعایت اینها ازعلائم جامعه متعادل و عادل هست که جایی برای مهرورزی نمی گذارد . چرا که اینها حقوق افراد جامعه است .

رفتارحضرت علی (ع ) با برادر خود که از آن تقا ضای مساعدت و کمک نمود بیانگر ویژگی عدالت خواهی و عدالت پروری آن حضرت هست . او سرشار از محبت و عطوفت نسبت به همگان است تا چه برسد به برادر . مهربانی وبزرگواری آن حضرت زبانزد دوست ودشمن هست همانطور عدالتش . آیا علی می تواند تحت تاثیر عطوفت ومهربانی خود نسبت به برادر قرار بگیرد و حق مسلمانان دیگررا از بیت المال به برادر ببخشد ؟ اگر اینگونه بود دیگر علی نبود شخص دیگری بود . او عدالت را بر رافت برادری ترجیح می دهد .

آیا دربرقراری عدالت نیازی به مهرورزی وجود دارد ، برای اینکه اگرقراربراجرای عدالت باشد ، اگر کسی مظلوم واقع شده و یا حقوقش تضییع شده اکنون به حق خود می رسد پس نیازی به مهر ورزی و منت ندارد .حال اگر کسی حقوقی نداشته و ندارد ، آنهم نیازی به مهر ورزی پیدا نمی کند ، مگر اینکه بخواهد حقی را ضایع کند . ورود مهر ورزی به جایگاه عدالت باعث بی عدالتی می شود . هر یک از این دو صفت در هر شخصی می تواند جمع شود اما نمی توانند به جای دیگری بکار روند . در غیر اینصورت عادل بودن شخص زیر سوال می رود . چنانکه دررفتار حضرت امام علی مشاهده می شود

قاضی رئوف است اما صفت دیگری که برای نقشش وجود دارد اورا وادار به اجرای عدل می کند . قاتل را به قصاص محکوم می کند .

نتیجه اینکه اگر حقوق اجتماعی افراد ، ، در جامعه رعایت شود عدالت بر قرار می شود در اینصورت نیازی به مهرورزی نیست چون هر فرد به حق خود رسیده نه چیزی فراتر از آن . اگر نه بی عدالتی است چه با مهر ورزی چه بدون آن .

هدف از بعثت پیامبران ایجاد اخلاق حسنه و نیکو بود، حضرت محمد (ص) نیز به عنوان خاتم پیامبران مبعوث شد تا فضایل اخلاقی و خلقیات نیکو را تحقق بخشیده و رذایل اخلاقی را یادآور شود، شک نیست یکی از مهمترین عوامل پیشرفت اسلام، اخلاق نیکو و برخورد متین و ملایم آن حضرت با مردم بود او همیشه جانب عدل و انصاف را رعایت می کرد و در تجارت به دروغ و تدلیس متوسل نمی شد، هیچگاه در معامله سختگیرى نمی کرد، با کسى مجادله و لجاجت نداشت و کار خود را به دیگری واگذار نمی کرد .

پیامبر اسلام(ص) صدق گفتار و اداى امانت را قوام زندگى می دانست و می فرمود: این دو در همه تعالیم پیغمبران تأکید و تأیید شده است. در نظر پیامبر اسلام(ص) همه افراد جامعه، موظف به مقاومت در برابر ستمکاران هستند و نباید نقش تماشاگر داشته باشند.

پیامبر اکرم(ص) چنان متواضع بود که تمام خودخواهان، مغروران متکبران را به اعجاب وا می داشت. زندگی آن حضرت، رفتار و خصوصیات اخلاقی وی، محبت، قدرت، خلوص، استقامت و بلندى اندیشه و زیبایى روح را الهام می بخشید.

سادگى رفتار، نرمخویى و فروتنی حضرت محمد(ص) از صلابت شخصیت و جذبه معنویت وی نمی کاست. هر دلى در برابرش به خضوع می نشست و هر غرورى از شکستن در پاى عظمت زیبای او سیراب می شد.

پیامبر اسلام (ص) علاوه بر این که ارزشهاى اخلاقى را بسیار ارج مى نهاد، خود در سیره عملى برجسته فضایل اخلاقى و ارزش هاى والاى انسانى بود، او در همه ابعاد زندگى با چهره اى شاد و کلامى دلاویز با حوادث برخورد مى کرد

+ نوشته شده در  ساعت 4:43  توسط مهری کریمی و مریم فرجی   | 

پیامبر عدل و امن ومسئله قومیت ها

رسول خدا، حضرت محمد مصطفي (ص)، که نه تنها امسال، که تمامي قرون و اعصار به نام زيبايش مزين است، تنها نه در عطوفت و دلسوزي نسبت به امت خويش نمونه و سرآمد بود، بلکه در تدبير و سياست‌ورزي و اداره درست جامعه نوپا و کوتاه‌مدت زمانه خود نيز الگويي ستودني است. او به واقع همچون همه انبيا که براي تحقق قسط و عدالت در جامعه مأمور بودند، براي تحقق اين پيام آسماني، کوشا و با همت بود. عدالت در واژه و تعريفي خاص خلاصه شدني نيست. دادورزي که برابري و احقاق حقوق و رفع همه انواع ظلم و ستم را جامع است، حيطه‌اي وسيع از حيات سياسي و اجتماعي و فردي و خصوصي را شامل است، به گونه‌ اي که معنويت و عقلانيت با وجوه گوناگون خويش در آن گنجانده مي‌شود.

امام علي (ع) که نماد آشناي عدالت است، در وصف عدالت‌ورزي پيامبر مي‌فرمايند: «سيرته القصد و سنته الرشد و کلامه الفصل و حکمه العدل؛ سيرتش ميانه‌روي است، آيينش راه نماينده، کلامش جداکننده حق از باطل و داوري‌اش قرين عدالت».

نخستين اقدام اساسي در جهت تحقق عدالت اجتماعي از سوي پيامبر، تشکيل حکومت متمرکز با ساختارها و قوانين معين و مشخص بود که کارگزاراني کارآزموده اجراي آنها را به عهده داشتند. عدالت، هم در شکل‌گيري اين بنيادها و هم در اداره و تداوم آنها تعيين‌کننده بود. او بنا بر آيات قرآن کريم، قانوني تنظيم كرد که در آن حقوق همه شهروندان مسلمان و غيرمسلمان جامعه در نظر گرفته شده و حدود روابطشان تعيين شده بود، به گونه‌اي که در غالب‌ بندهاي اين پيمان، حاکم بودن اصل عدالت و برابري و احترام و کرامت شهروندان به چشم مي‌خورد.

نامگذاري سال 1385 به نام پيامبر اسلام، چه ثمري مي‌تواند داشته باشد، جز اين که سيره و منش ايشان در حکومت‌داري را بيش از پيش مرور كرده و در اداره جامعه به کار بريم و اگر جز اين مي بود که روش او و کلام او کاربردي براي ما نمي‌داشت، چه معنايي در معناي خاتميت او نهفته بود؟ آن هم در دنياي نامتلاطم امروزي که انسان‌ها بيش از هر برهه‌اي از زمان در معرض تهديدهاي روحي و رواني قرار گرفته‌اند و مهم‌تر آن که بيش از هر زمان، تشنه عدالت و دادورزي واقعي‌اند و چنانکه از اخبار جهان به گوش مي‌رسد، بر شمار گرويدگان به اسلام همچنان افزوده مي‌شود.

از ميان تحولاتي که دنياي امروز پشت سر نهاده است و آنچه بيش از همه لزوم عدالت را طلب مي‌كند، مبحث اقليت‌ها و قوميت‌هاست که در دولت‌هاي ملي ساکنند. اهميت اين مسأله از آن روست که بحث قوميت‌ها از جمله تهديدات يک دولت به شمار مي‌رود. در اينجا، مرزي ظريف بين امنيت و عدالت ترسيم مي‌شود که آن دو را هم‌دوش و مکمل همديگر قرار مي‌دهد. آنگاه که عدل و برابري کاهش يابد، ناامني رو به فراز مي‌نهد. دولت‌ها در برابر عوامل ناامني به شيوه‌هاي گوناگوني عمل مي‌کنند، مباحث علمي بسيار پردامنه‌اي حول اين بحث صورت گرفته است و اکنون مجال پرداختن به آنها نيست، اما توجه به يک نکته ضروري به نظر مي‌رسد و آن اين که دولت‌ها بايد در برابر عوامل ناپايدار، استراتژي‌هاي امنيتي پايداري برگزينند.

اقليت‌هاي ساکن در چهارچوبه‌هاي ملي، اغلب تاريخ طولاني و بلندي از زيستن را در محل سکونت خويش تجربه کرده‌اند و داراي علقه‌هاي تاريخي و بومي مستحکم بوده و براي حفظ آيين و هويت خويش تلاش مي‌کنند. آنان مادامي که حقوق و منافع خويش را در خطر نبينند، تمايلي به ناسازگاري با ديگر اقوام و دولت مرکزي ندارند، اما هر از گاهي تحت تأثير تحولات بين‌المللي، سياست‌‌هاي داخلي و نخبگان مهم و تأثيرگذار در جامعه، مطالبات جديد طلب كرده و مخاطراتي را براي دولت ايجاد مي‌كنند.

جلوگيري از تنش ميان دولت و قوميت‌ها، نيازمند کاربست اصول گوناگوني است، اما بيش از همه، مي‌توان بر چند عامل تأکيد نمود: نخست اين که امنيت نه تنها امري عيني و ملموس، بلکه بيش از آن، ذهني است، براي همين، بايد در کنار تأمين عوامل مادي و فيزيکي انسان‌ها که خود از بروز ناآرامي‌ها مي‌كاهد، به عوامل رواني آنها نيز توجه نشان داد و ارزش‌هاي هر قومي را شناخت و احترام داشت. توجه به ميراث با افتخار اقوام و بي‌احترامي نكردن بدان و آگاهي از محروميت‌هاي آنان و تلاش در رفع آنها با اهميت است. آگاهي از فرصت‌ها و نقاط قوت آنها نيز منبع مهمي براي تأمين امنيت در دست دولت است.

مسأله قوميت‌ها و اقليت‌هاي ساکن دولت، از عمده مسائلي است که امروزه، دولت‌ها، به ويژه دولت‌هاي اسلامي با آنها دست به گريبانند. چنين عاملي، علت اصلي بسياري از ناآرامي‌هاي عراق و پاکستان و افغانستان که همسايگان ايران هستند، به شمار مي‌رود. ايران تاکنون از زيان اين مسأله بي‌بهره نبوده است، اما آنچه خطر بزرگتري به شمار مي‌رود، درگرفتن چنين نزاع‌هايي در ايران است. بي‌اعتنايي به خواسته‌هاي قوميت‌هاي مختلف موجود در ايران و ناديده گرفتن آنها و رعايت نكردن عدالت و برابري، بزرگ‌ترين عامل و بهانه براي شعله کشيدن چنين نزاع‌هايي است که هرگونه بي‌اعتنايي و سهل‌انگاري دولت و سرپوش نهادن بر چنين مسائلي، شعله آن را برافروخته‌تر خواهد نمود.

بهانه قرار دادن سال پيامبر اعظم و شيوه دادگرانه او در رفع اختلافات قوميتي و نژادي در جامعه و تحقق وحدت ميان اقشار آن، سرمايه‌اي گرانقدر است که مي‌توان و بايد از آن بهره برد، به ويژه که اغلب مردم ايران، مسلمان بوده و مذاهب گوناگون آن به پيامبري و عظمت شأن و مقام رسول اکرم ايمان دارند.

منبع:http://nk.blogfa.com

+ نوشته شده در  ساعت 4:36  توسط مهری کریمی و مریم فرجی   | 

گراميداشت هفته وحدت

وحدت و يكپارچگى مسلمانان و لزوم اتحاد و اتفاق كلمه ميان ايشان بلكه ضرورت توحيد كلمه بر محور كلمه توحيد براى همه موحدان و خداپرستان روى زمين، از تعاليم و آموزشهاى اساسى آيين اسلام و از اصول فرهنگ قرآنى است.

و بر همين اساس، قرآن كريم يكى از عمده ‏ترين و سازنده ‏ترين اهداف رسالت رسول اكرم صلى الله عليه و آله را تاليف قلوب و ايجاد انس و تفاهم به جاى خصومت و دشمنى بيان مى‏دارد و اگر كسى در تاريخ، به ديده عبرت بنگرد اين معنى را از شاهكارهاى رسالت محمدى‏ صلى الله عليه و آله مى‏يابد.

«واعتصموا بحبل الله جميعا ولاتفرقوا»

همگى به حبل و رشته خداوندى چنگ بزنيد و پراكنده نگرديد.

 

بعد از رحلت پيامبر عظيم ‏الشان اسلام اوصياى معصوم او كوشيدند تا آن وحدت و يكپارچگى را حفظ كنند و آنان از حقوق شخصى خويش چشم پوشيدند و در طول تاريخ، دانشمندان مصلح و همه تلاشگران راستين انسانيت، هم خودشان از عوامل اختلاف و تجزيه گريختند و از دامن زدن به آتش خصومت ‏بين مسلمانان، بركنار زيستند و هم ديگران را به اتحاد و تفاهم فراخواندند.

ما مسلمانان به اين آيه زيباى قرآن، بيشتر بايد بينديشيم:

«فتقطعوا امرهم بينهم زبرا كل حزب بمالديهم فرحون‏»

 اهل كتاب و پيروان اديان آسمانى و اتباع رسولان الهى، گروه، گروه شدند، ضد و دشمن هم گشتند و هر يك به آنچه نزد اوست‏ خرسند و شادمان گرديدند. (المؤمنون /53)

+ نوشته شده در  ساعت 4:30  توسط مهری کریمی و مریم فرجی   | 

عدالت ونفس آدمی

عدالت در ابتدای امر مسئله­ای شخصی است. یعنی انسان باید در میان قوا، افکار و احساسات درونی خویش آنرا بکار بندد. توصیه های زیادی در آیات و روایات شده است که انسان را به اعتدال و میانه روی در زندگی فرا می خوانند. انسان از جهات گوناگونی به اعتدال نیاز دارد. شاید اگر دقیق تر بیندیشیم موارد فراوانی را بیاد بیاوریم که به نحوی نیازمند بکار بردن این عنصر در افکارمان بوده ایم. برای مثال زمانی که به شدت عصبانی هستیم و مدام در ذهنمان افکار متفاوت و ضد و نقیض رد و بدل می شود، بیاد آوردن اعتدال کمک کننده است تا در آن مواقع حساس تمام جوانب قضیه را در نظر بگبریم و یکطرفه به قاضی نرویم. روایتی است که بسیاری از ائمه آنرا نقل کرده اند. حتی در میان برخی اندیشه های  غربی نیز این جمله را دیده ام؛ برای مثال منتسکیو به آن بهای زیادی داده است که:

آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند و آنچه را خود ناپسند می شماری برای دیگران هم مپسند.

البته این جمله را به اشکال مختلفی بیان کرده اند. مثلا برخی گفته اند با دیگران چنان رفتار کن که دوست داری با تو چنان باشند. این جمله نماد روشنی از اعتدال را نشان می دهد. اگر انسان در شرایط مختلف بویژه در مواقعی که در ارتباط با دیگران دچار تنش می گردد، جمله فوق را بیاد آورد و به قولی خود را به جای دیگران قرار دهد تصمیم گیری عادلانه تری خواهد داشت.

حکمای فیلسوف اغلب عدالت را چنان تعریف نموده اند که جامع تمامی محاسن و خصوصیات است و حتی آنرا «حسن در مجموع» گفته اند. گویی آن کس که عدالت را در جوانب مختلف آن بکار بندد، از گناه نمودن به دور می ماند. شاید از دلایل تاکید بر عدالت بویژه کاربست آن در حوزه نفس آدمی از همین رو است .

منبع:http://nk.blogfa.com

+ نوشته شده در  ساعت 4:23  توسط مهری کریمی و مریم فرجی   | 

مهر ورزيدن به خود و ديگران ، فرمان سعادت‏بخش حضرت حق و همه پيامبران خصوصاً پيامبر با كرامت اسلام و امامان بعد از حضرتش به همه مردم و به تمام جهانيان است .


مهرورزى و رحم به خود و ديگران زمينه تجلى رحمت حق به انسان و مهر خداوندى به آدمى است .


قرآن مجيد مى‏فرمايد : يكى از صفات اهل ايمان مهر و محبّت و سفارش به صبر و رحمت و مهرورزى به يكديگر است .


ثُمَّ كَانَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ وَتَوَاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ .


علاوه بر [ انجام ] اين [ تكاليف ] ، از كسانى باشد كه ايمان آورده‏اند و يكديگر را به صبر و مهربانى سفارش كرده‏اند .


روايات و معارف الهيه در رابطه با مهر و محبّت و اين كه به خود و ديگران محبّت ورزيد و رحمت آريد مطالبى بسيار مهم و آموزنده دارند :


در روايتى از حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام نقل شده است :


« إرحَم تُرحَم ».


مهر و محبّت ورز تا مورد مهر و محبّت قرار گيرى .


رسول اسلام صلي الله عليه و آله مى‏فرمايد :


« الرَّاحِمُون يَرحَمُهُم الرّحمنُ تَبارَكَ وَتَعَالى إرحَمُوا مَن فِى الأرضِ يَرحَمْكُم مَن فِى السَّماءِ ».


خداى مهربان به مهرورزان مهر مى‏ورزد ، به همه اهل زمين محبّت كنيد تا خدا به شما محبّت نمايد .

منبع:http://111113.blogfa.com

 

 

 

موانع مهرورزی

آيين مذهبي ، منش ملي ، آداب اخلاقي و باورهاي فرهنگي به ما آموخته است كه همه ي انسانها با فطرت پاك الهي متولد مي شوند : " كُلُّ مولود يولَدُ علي الفطرةٍ الاّ اَنْ اَبَواهُ يهودانَهُ او يَنْصُرانَهُ او يمجُسانَه " هر ذره اي با فطرتش متولد مي شود الا اينكه پدر و مادر او يهودي يا مسيحي يا زرتشتي است . اما شرايط  خاص  حاكم  بر  جامعه  تحت  تاثير عوامل سياسي ، فرهنگي ، اخلاقي و  ... مي تواند اين فطرت سالم را دستخوش تغيير و تحول كند و يا سبب انحراف يا اضمحلال اين فطرت سالم گردد .

" محبت " نيز از جمله عناصر وجودي انسان است كه با او متولد مي شود و تحت تاثير عوامل مختلف اجتماعي شكل مي گيرد . اگر اين عوامل در جهت مثبت باشد ، محبت ماندگار و پايدار مي ماند در غير اينصورت اثر وجود ي خود را از دست مي دهد . خانواده به عنوان نخستين محيط اجتماعي نقش مؤثري در شكل گيري محبت دارد . كودك در خانواده علاوه بر آداب معاشرت ، اخلاق ، نزاكت ، وفاق و همدلي ، همياري و دوستي ، هنر مهرورزيدن و محبت به ديگران را نيز مي آموزد . براي آموزش محبت به كودكان يا ترغيب و تشويق آنان به مهرورزي ، بهتر است به او فرصت دهيم تا محبت را به طور غير مستقيم و عملي بياموزد . زير آموزشي كه از راه غير مستقيم و عملي صورت گيرد ، بي شك پايدارترين ، ماندگارترين و مؤثرترين نوع يادگيري است . معلم ومدرسه نيز نقش مؤثري  در شكل گيري  محبت در كودكان ، نوجوانان و جوانان ايفا مي كنند . معلمان علاوه بر آموزش علوم و فنون و پرورش ذهن ، به رشد و تعالي صفات و روحيات كودكان ، نوجوانان و جوانان نيز كمك مي كنند . تأثير شخصيت معلم بر روي دانش آموزان قابل انكار نيست . او مي تواند با اعمال ، رفتار ، سخنان و برخورد خود ، محبت را در وجود دانش آموزان متجلي كند و تا هميشه اين احساس مقدس را در آنان زنده نگه دارد .

با توجه به عوامل مؤثر در آموزش محبت  ، موانع متعددي در اين زمينه وجود دارد كه به اختصار مي توان به ذكر برخي از اين موانع پرداخت :

1 – عدم شناخت و مطالعه و دقت در زندگي بزرگان دين به خصوص انبياء و اولياء و ائمه ي معصومين (ع) كه بهترين معلمان اخلاق بوده اند و مردم را به محبت سفارش كرده اند . 

2 – عدم آموزش صحيح "مهرورزي" در خانواده ، مدرسه و اجتماع : كودكان ، نوجوانان و جوانان هرگز محبت را به عنوان يك موضوع آموزشي نياموخته اند و برخورداري از اين رفتار پسنديده را ضروري تشخيص نداده اند .

3 – احساسات و عواطف همواره در تكوين شخصيت افراد نقش مؤثري داشته است و مهرباني و احترام به شخصيت افراد به خصوص نسل جوان سبب ترغيب اين قشر به ارزشها و باورهاي مبتني بر جامعه است ، در حالي كه قشر جوان و نوجوان ما بيشتر مورد حقارت قرار مي گيرد تا احترام . به همين دليل او بسياري از رفتارهاي خود از جمله محبت و مهرورزي را پنهان ميكند تا مبادا مورد توبيخ و سرزنش قرار گيرد .

4 – مشكلات اقتصادي ، اجتماعي ، سياسي و ... از جمله عواملي است كه متاسفانه سبب خمود و نگراني در بين خانواده ها شده است . به همين دليل معمولاَ پدر و مادر خانواده كه براي بهبود وضعيت اقتصادي تلاش مضاعف مي كنند ، با چهره اي خسته ، غمگين و افسرده در خانواده ظاهر مي شوند و فرصتي براي ابراز محبت ندارند كه كودكان و نوجوانان بتوانند محبت را از آنان بياموزند . فرزندان كمتر چهره ي شاداب و متبسم آنان را ديده اند و كمتر سخنان پرمهر آنان را شنيده اند

5 – سنت نسلهاي گذشته ي ما مبتني بر محبت و مهرورزي بوده است و اين در آثار به جاي مانده ي گذشتگان كاملاَ مشهود است . اما فرزندان امروز اين مرزو بوم دچار نوعي از خودبيگانگي شده اند و با آثار كهن پيشينيان قطع ارتباط كرده اند و هيچ تمايلي به مطالعه ي اينگونه آثار كه سرشار از سفارش به محبت است ندارند .

6 – نسل امروز ما تصوردرستي از محبت و دوستي ندارد و اين رفتارهاي پسنديده را حاصل كسب منافع ديگران مي بيند . او به محبت و دوستي ديگران اعتماد ندارد و پايان همه ي محبتها و دوستي را ناخوشايند مي پندارد.

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 3:25  توسط مهری کریمی و مریم فرجی   |